1 ماهه اخر تابستون با روالی جدید
ببخشید یکم دیر پست گذاشتم اخه سرم شلوغ بود.متاسفانه دست مامانت شب روز پزشک از ارنج تا مچ به طور وحشتناکی با ابجوش سوخت
واسه همین تو و مامانت و بابات اومدی خونه مامانی برای یک مدت و از اون طرف هم که مامان من هم یک عملی کرده بود و دستش درد میکرد و اون هم خونه مامانی بود و البته ما هم یعنی من و یاسمن هم خونه مامانی بودیم منم که مدرسه ام از 1 شهریور تا 11 شهریور واسمون کلاس گذاشته بود و صبحا میرفتم مدرسه و بعد از مدرسه کلی با هم بازی میکردیم .و یک چیز جالب تو این مدت که من مدرسه بودم تو و یاسمن با هم بودین و برات اهنگ تکون بده رو میذاشت و حسابی میرقصیدی و خلاصه این طور چیزا و بعد از چند روز اعلام کردی که از یاسمن خوشت اومده و قبلا به نظرت ذختر بدی بود خخخخخخ.خلاصه این روزهای ما با هم به ساختن کلیپ های خنده دار و وحشتناک و اکشن _ ورزش کردن و رقصیدن با اهنگ تکون بده گذشت.

راستی بخش عظیمی از روز رو هم صرف نقاشی رو این تخته میکردی

و با هم ریاضی کار میکردیم. من هنوز تو کف اون 2 انگلیسی برعکستم

این هم اولین امتحان ریاضی کتبی با نمره 20

رو اسبت مینشستی و با اهنگ تکون بده میرقصیدی و لب خونی میکردی



و یاسمن بهت یاد داد که با کیبورد یک قطعه بزنی و یاد گرفتی و خیلی هم قشنگ زدی

بعد از یک حموم مشتی که با هم رفته بودیم


صبح جمعه رفتیم پارک ملت


خلاصه که حسابی 2 هفته ای رو خوش گذروندیم


1 ماهه اخر تابستون با روالی جدید
