اندر احوالات کیمیا
کیمیا از 2 سالگیش خیلی پر حرف شده از وقتی که درست حرف نمیزد تا حالا .میشینه و برات ساعت ها داستان های خلاقانه ی دیو و پری و دزد و خون اشام تعریف میکنه
انقدر که خسته شی و بری
و حتی خوابت ببره.جالب اینجاست که حرف های بزرگتر از سنش میزنه مثل رمانتیک و عاشقشم
.وقتاییم که با چیزی موافقه میگه ok
عاشق عکس گرفتنه همیشه منو مجبور میکنه با ژ ست های هندی و غیر هندی ازش عکس بگیرم و میگه اینارو بذار تو وبلاگم مردم نگاه کنند و بگن این خوشگله کیه؟

خیلی هم به کامپیوتر و موبایل و تبلت وارده از 2 سالگی تا حالا .به قدری که یادمه یکبار که 2 سالش بود و داشت توی کامپیوتر سی دی گذاشته بود و نگاه میکرد که مامان و باباش خوابشون برد وقتی که فیلمش تموم شد سی دی شو در اورد و کامپیو تر و خاموش کرد و صبح مامانو باباش دیدند که کامپیوتر رو از برق هم کشیده. چند هفته پیش هم باباش یک موبایل نوخریده بود و زیاد باهاش وارد نبود. کیمیا هم نیم ساعت نشست طرز کار با موبایل نوی باباشو براش توضیح داد و درست هم توضیح داد نمیدونم از کی یاد گرفته بود

بازار که میریم هنوز 5 دقیقه نشده کلی چیز انتخاب میکنه و از مامانش قیمت تک تکشونو میپرسه که یک وقت گرون نباشن بچه ام اقتصادیه.یکبار میخواست لباس بخره به باباش گفت این بلوززه چنده باباش گفت 70 تومان گفت یعنی 7 تا 10 تومان؟

عاشق بازی های جادوگریه مدام میگه من پرنسس خانومم توهم جادوگر باش یا تو جادوگر بد جنس باش من جادوگر خوش جنس یک عصای مثلا جادویی داره که سرش یک ستاره داره که همش دستشه و باهاش راه میره.توی بیشتر قصه هاشم شب هالوویینه.

90 درصد اوقاتم مثل فرشته هاس.هر چی بگی برات بیار میاره و همیشه هم حرفامون رو گوش میده و به خاطر میسپره . خوش اخلاق و مهربون و خوش قلبه و فقط زود عصبانی میشه
ماشاالله زرنگه و بیشتر از سنش میفهمه .



اندر احوالات کیمیا 


