ننه سرما اومده...
شب يلدا در خانه ننه سرما به قصه گوش می کردیم در اتاقی گرم، زیر کرسی. سماور گوشه اتاق قل قل می کرد و روی کرسی پر بود از خوراکی های رنگارنگ. انار دانه شده در کاسه چینی گل سرخی، هندوانه های برش خورده در سینی مسی، آجیل شب یلدا ، کلوچه های خونگی ، میوه و شیرینی . صدایی مهیب آمد، به یکدیگر نگاهی کردیم ، گویی تمام برف ها یک جا پشت خانه ننه سرما فرود آمد. ننه سرما با سر آستین هاش شیشه های بخار گرفته پنجره رو تمییز کرد،ما هم دورش جمع شده بودیم تا ببینیم موضوع از چه قراره. دست ننه سرما از پشت شیشه، گونه های سرخ پیرمرد ریش سفیدی رو نوازش ...
نویسنده :
نیلوفر
15:57






