کیمیاکیمیا، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

هلو

کیمیا و جام جهانی 2014

کیمیا هم مثل ادم بزرگها میشینهپای فوتبال و ازش طرفداری میکنه این هم نشونیش:     رو صورتشم داشت پاک شد.   اینجا هم داره میگه دودورو دودو دو ایران                                         ما ساعت 12 اومدیم خونه ی مامانی و  بعد از ناهار رفتیم طبقع ی پایین و با هم فوتبال بازی کردیم توی راه هم توپ همش میرفت زیر مبل و میز .خلاصه کیمیا به من 2 تا گل زد و من هم 2 تا گل زدم. بعد هم رفتیم رو با...
11 تير 1393

تولد 5 سالگی

کیک: بعد از ظهر روز قبل تولد کیمیا بابای کیمیا اومد دنبالم و رفتیم خونشون. اول   یکم بازی کردیم بعد هم ساعت 9 و نیم شب رفتیم قنادی کیک سفارش   بدیم.میخواستیم طبق در خواست دوشیزه کیمیا تم تولد ترسناک باشه   پس گفتیم که مدل کیک اسکلت باشه اقاهه گفت نمیشه. رفتیم خونه و   عکس یک کیک رو که روش اسکلت داشت رو از اینترنت گرفتیم و دوباره   رفتیم قنادی اقاهه گفت تا فردا حاضر نمیشه .ماهم گفتیم اسکلت رو ول   کن یکی از کیک های توی ژورنال خود قنادی رو انتخاب کردیم اقاهه گفت   تافردا حاضر نمیشه.در واقع همه ی کیکها حاضر نمی...
10 تير 1393

سفر به بابلسر و سرماخوردگی

4 و پیش کیمیا و مامان و باباش میرن مسافرت بابلسر .بعدا عکساشو میذارم.ولی اونجا هر سه تایی سرما میخورن این میشه که وقتی برمیگردن میرن خونه ی مامانی برای چند روز. کیمیا از همه زود تر حالش خوب میشه برای همین امروز 31 اردیبهشت مامانی و کیمیا اومدن خونه ی ما و گذاشتن مامان کیمیا در نبود اون ها استراحت کنه. اول که اومد توی کامپیوتر سی دی نگاه کردیم.چون تلویزیون مشغول بود.       بعد هم باربی بازی کردیم.    اینم اتاق باربیمون      بعد هم جلوی اینه به خودش به به چه چه گفت    بعد هم رفتیم تو اتاق یاسمن و کیمیا یکم کیبرد زد     ...
9 تير 1393

اموزش زبان انگلیسی

کیمیا ماشالله.. انگلیسیش خیلی خوبه. ای بی سی دی رو حفظه و کیمیا رو به انگلیسی بلده بنویسه.کلمات زیر هم مترادف انگلیسیشونو بلده. کتاب:book پیر:old اب:water قلب :hart سیب:apple موز:banana دست:hand کیف:bag کفش:shoe تخم مرغ:egg ابی:blue قرمز:red سبز:green سفید:wite سیاه:black زرد:yellow خوک:pig شیر:milk ماشین:car گلابی:pear نی نی:baby بزرگ:big بالا:up پا:foot سلام:hello خداحافظ:goodby موش:ousem سگ:dog گربه:cat ماهی:fish هلو:peach ستاره:star   ...
7 تير 1393

6 اردیبهشت

من که از مدرسه برگشتم کیوی با مامانش اومدن دنبالم که بریم خونه ی مامانی.بعد از ناهار رفتیم تو تراس مامانی و بازی کردیم .ساعت های 30:5 -6 بود که بارون رعد و برقا شروع شد.ما هم در حالی که موش اب کشیده شده بودیم برگشتیم تو خونه. بعد هم سی دی زنبور قهرمان رو نگاه کردیم.      موقع ناهار چون غذا رو دوست نداشت ناراحت بود.         بعد از ناهار مدرسه بازی کردیم و به کیمیا یاد دادم بنویسه:pear یعنی گلابی     این نقاشی رو هم کشید   ...
29 خرداد 1393

اهای خانوم کجا کجا؟؟

کیوی خانوم اومده خونه ی ما.یعنی خونه ی عمه ملیحه.داریم بازی میکنیم. مثلا اسم کیمیا شیرینه. روسری سرش کرده کالسکه ی بچه رو هم راه میبره و m p 4منم گرفته دستش که مثلا موبایله. هی صدای زنگ در میاره و میگه دوستم بهم زنگ زد.       ...
28 خرداد 1393

پیکاسو

هر بچه ای تو یک چیزی استعداد داره. نقلک منم استعدادش توی نقاشی و خوندن و نوشتنه.چیز هایی که بلده بنویسه: کیمیا-kimia-مامان-بابا-نیلوفر- یک بار رفتیم بازار.یک کفش فروشی بود که اسمش کیمیا بود.بهم گفت:نیلوفر اینجا نوشته کیمیا.  یک بار هم روی دیوار نوشته بود بابا گفتم :اون جا چی نوشته ؟ سریع گفت بابا اینام اثار هنری:          نون مامان جا نشده اون ور نوشته  اقای خرچنگ سکه دیده چشماش از حدقه زده بیرون   همه ی این ها رو تنهایی و بدون ذره ای کمک در وقتایی که تنها بوده و حوصله اش سر رفته بوده کشیده.الاهی قربونش برم با این نقاشی های خوشگلش ...
27 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هلو می باشد